| شما درینجا قرار دارید:
|
||||||||||||||||||||||||||||||||
|
ارسالی عمر کامور |
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||
|
مادر گیسو سپید روز گار گریه میکرد اشک میریخت زار زار |
|
|
• باز کن پنجره هارا که نسیم |
|
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
ارسالی فرشته کامور |
شعر از نصیر احمد دستگیر |
خلوت نشینیگفتم، بنشینم بخلوت که یابم قرار
بسر کنم عمر مانده بآغوش نگار ببندم چشم دل ودیده، زسودوزیان هم ازقیل وقال وحساب زروزشمار به نوش جرعه ای،غم برم زدیده ودل غزل خوانی همچوبلبل کنم شعار خوش مشربی پیشه دارم چومطربان که نوای چنگ وچغانه بیارد خمار آفرینم جهانی فارغ ز رنج و در د هم زهرخوشی وخواست زداروندار خوش بودم دمی به عالم فکروخیال که طنین نوایی دادم جو ن هوشدا ر که غم وشادی بشر پیوند باشد بهم گرآفت رسد یکی،دگر نماند قرا ر که خلوت نشینی آنگاه بود مصلحت که همنوع بود بامن وصلح پایدا ر مفکر خوش بود این طرز فکر وبیان هرکه پیشه کند،خوش بودورستگار امین الله مفکرامینی از ایالت منی سوتای امریکا تاریخ برج عقرب 1384 |
|
طنز جایزهًً"جگړه او ژوبل" بجای صلح نوبلدژوند هیله تالار پراز مردمی بود که همه بیصبرانه انتظار آغاز محاکمه را میکشیدند. پس از لحظاتی چند با ورود هیاًت قضایی همه به پا ایستادند، رییس هیًت پس از جاگرفتن به محل مخصوص خود با اشارهً سر از څارنوال خواست که صورت دعاوی خودرا ارایه دارد. څارنوال بپا ایستاده و پس از ادای احترام چنین آغاز کرد: به همه معلوم است که وطن ما و شما ویران گریدیده، مردم بیگناه گروه گروه به قتل رسیده اند و آنانیکه زنده مانده اند مورد ظلم و ستم و تجاوز و ... قرار گرفته اند. ما کوشش میکنیم تا عاملین واقعی این همه بدبختی ها را شناسایی و به سزای اعمال شان برسانیم. اینک بطور نمونه چند نفر از متهمین جنایات فوق را بحضور هیاًت محترم قضایی با چگونگی اعمال شان البته بطور مختصر که سبب ضیاع وقت نگردد معرفی و خواهان اشد مجازات برایشان هستیم. ۱- متهم اول: این شخص از نوجوانی اعمال احساساتی و ماجراجویانه انجام میداد. وی درحالیکه خودرا مجاهد واقعی مینامید، بمقابل مردم بیگناه چی که با مجاهدین هم هدف خود نیز از هیچ نوع عمل خصمانه روگردان نبود. وی در دورهً سلطنت بخاطر نپوشیدن برقه بر زنان و دختران تیزاب میپاشید. در زمان جمهوریت دست به تحریکات مسلحانه زده به دیار بیگانگان رفت و در خدمت دستگاه های استخباراتی آنها قرار گرفت. در سال ۱۳۷۱ در تبادل راکت با برادران مجاهد خود کابل را ویران کرده و اسباب قتل بیش از هفتاد هزار باشندهً بیگناه کابل را فراهم کرد. حتا چهار نفر را بخاطر نام خود بقتل رسانید (من هرقدر به فرهنگ ها و لغتنامه ها مراجعه کردم کلمه و یا ترکیب گلبدین را نیافتم. بالاخره پس از تحقیق زیاد دریافتم که اولا" این ترکیب قطعا" عربی نیست، زیرا حرف " گ " در آن زبان وجود ندارد و در لسان های دری و پشتو نه ترکیب گلبدین و نه کلمات " گل" و " بدین" کدام معنی و مفهوم را میرساند. لذا این ترکیب اصلا" کلب الدین بوده که یا به مرور زمان و یا پس از دانستن معنای آن به گلبدین تغییر شکل داده شده است. لطفا" برای فهمیدن معنی " کلب" که عربی است، (به فتح ک و سکون ل) به لغتنامه ها مراجعه کنید.) و ... . متهم بدون اینکه به وکیل مدافع وقت بدهد با آواز بلند څارنوال را خاموش ساخته شروع به گفتار نمود:" من از همان آوان کودکی به راکت و راکت پرانی عشق و علاقهً وافر داشتم، حتا به هرچیزی که شکل راکت را داشت عشق میورزیدم. شما میتوانید این حقیقت را از مردم شوقی امام صاحب جویا شوید. در مورد انهدام کابل باید بگویم که اول مردم کابل در زمان حکومت الحاد همه کابل را ترک نکردند، باید نزد من می آمدند! دوم اینکه " مردها ره قول اس"، من برای اینکه نمک حرامی نکرده باشم با تخریب کابل هم بقولی که در آن طرف سرحد به مشتاقان خرابی کابل داده بودم وفا کردم و هم مردم به کفرو الحاد پیوستهً کابل را به سزای اعمال شان رسانیدم و مهمتر اینکه شوق و ذوق عشق به راکت پرانی ام نیز ارضا گردید." ۲- متهم دوم شخصی است که پس از سال ۱۳۷۱ با انحصار قدرت اسباب جنگ داخلی را فراهم نموده و محرک متهم اول در راکت پرانی ها بر شهر کابل گردید. وی علاوه از آنکه با براه انداختن محکمه های صحرایی چندین سرباز اسیر و بیچارهً دولتی را زنده زنده پوست نموده و بیگناه های بیشماری را معدوم نموده است، از حیف ومیل دارایی های عامه بویژه استخراج غیر فنی و خودسرانهً احجار کریمه و قیمتی و صدور آن بخارج صدمات جبران ناپذیر بر پیکر اقتصادی کشور وارد ساخت. |
|
©2007 afghanswiss.com |